یا رب
کاش غروب آفتاب همراه با غروب همهء تاریکی ها باشد
تا صبح فردا از جنسی دیگر طلوع کند .
|
یا رب
کاش غروب آفتاب همراه با غروب همهء تاریکی ها باشد تا صبح فردا از جنسی دیگر طلوع کند .
+ نوشته شده توسط مریم در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت
6:30 |
من از همان اول باران بی خبر ، جوری غریب دلم روشن بود که سر انجام یکی از همین روزهای رهگذر قاصدی خیس از دو دیده ی دریا می آید و صاف از سمت روسری های مانده بر بند رخت به جانب آفتاب آسوده در خواب ابر اشاره خواهد کرد ، باید برای ما-نبیرگان غمگین ترین ترانه ها – خبر خیری آورده باشد... قاصدی خیس از دو دیده ی دریا که شبی دورچراغی از ردیف رویا ها ربوده بود . + نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت
5:27 |
سلام خدمت دوستان
منم از شما معذرت میخوام که نمی تونیم زود به زود اپ کنیم چون هم واسه من هم واسه مریم خانوم مشکل پیش امده بزودی مثل قبل هروز اپ میکنیم شما به بزرگی خودتون ببخشید. + نوشته شده توسط میثم در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت
10:57 |
تنها لحظه ايست يافتن تو کاش در آستانه ی اين لحظه چشمانم را خواب به یغما نبرد راستی تا یادم نرفته ممنون اقا منو چهر که به وبلاگ ما سر میزنید. حالا چرا با عشق قهری؟؟؟؟ ویه تشکر از همه ی اونایی که به وبلاگ ما سر میزنند ببخشید که تنبل شدیم! + نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:24 |
مرد، این موجود بیچاره!
وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش! خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه. قربانت عزرائیل عزیزم به اندازه تمام سلول های بدنم دوستت دارم قربانت یه آبزی تک سلولی تو زیبا، تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو بهترین، تو فرشته، اما من چی؟ یه آدم خالی بند! از جوجه تیغی کوچولو پرسیدم بزرگ ترین آرزوت چیه؟ معصومانه نگاهم کرد و گفت: بغلم می کنی؟ اگر خري تو را بوسه کند بهتر آن است بوسه اي تو را خر کند ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد - هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد - شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد آرزو دارم عمرت مثل دستمال توالت باشه، سفيد و مفيد و دراز! بی اس ام اس نشی ........... + نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت
10:52 |
+ نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت
0:19 |
بی تو با تو
ان روز که با تو بودم بی تو بودم امروز که بی توام با هستم!!!!! حمید مصدق + نوشته شده توسط مریم در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت
9:5 |
تورا دوست می دارم
طرف ما شب نیست صدا با سکوت اشتی نمی کند کلمات انتظار میکشند من با تو تنها نیستم٬ هیچکس با هیچکس تنها نیست شب از ستاره ها تنها تر است........... طرف ما شب نیست چخماخ ها کنار فیتیله بی طاقتند خشم کوچه در مشت توست در لبان توشعر روشن صیقل می خورد من تو را دوست میدارم و شب از ظلمت خود وحشت میکند.............. + نوشته شده توسط مریم در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
0:12 |
زندگی شاید همین است.......... یک فریب ساده و کوچک............ + نوشته شده توسط مریم در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت
23:58 |
تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو، به روی هرچه در این خانه ست غبار سربی اندوه بال گسترده ست تو نیستی که ببینی دل رمیده من، به جز تو یاد همه چیز را رها کرده ست تو نیستی که ببینی!!! (فریدون مشیری + نوشته شده توسط مریم در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت
16:53 |
آلبوم جدید و زیبا اسی ( میشکنم میشکنم )
+ نوشته شده توسط میثم در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت
16:41 |
آلبوم جدید و زیبا از حبیب و محمد ( خودشه )
+ نوشته شده توسط میثم در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
19:5 |
+ نوشته شده توسط مریم در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت
7:17 |
هفت نصيحت مولانا گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب) وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)
+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت
2:0 |
سلام بروبچ امروز براتون ۲تا فیلترشکن سالم اوردم لذتشو ببرید!!! + نوشته شده توسط میثم در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
11:10 |
دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم ------------ ------------ به دنبالش برويد، اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد ------------ دارايي نرو چون كمكم افول ميكنه دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه. ------------ ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي دنياي واقعي بغلش كني. ------------ چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي. ------------ حتي وقتي سکوت تنها حرفي است که براي گفتن دارم ------------ + نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت
13:2 |
اینم از طرف من به عشقم و مریم خانوم به عشقش
+ نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت
12:57 |
قدر آئينه بدانيم چو هست
+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت
2:1 |
|
|